cantinas ایران فرهنگ انیمیشن انیمیشن

cantinas: ایران فرهنگ انیمیشن انیمیشن روزنامه دیرین دیرین خبر زیر ذره بین

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری آیا فیلم های کمدی در سینمای کشور عزیزمان ایران پُرفروش است؟

اگرچه «بحران مخاطب در سينماي ايران» به عنوان يك چالشي جدي در يكي دو دهه اخير مطرح شده است و در محافل و نشست هاي گوناگون سينمايي راجع به آن گفت وگوهاي زيادي صور

آیا فیلم های کمدی در سینمای کشور عزیزمان ایران پُرفروش است؟

آیا فیلم های کمدی در سینمای کشور عزیزمان ایران پُرفروش است؟

عبارات مهم : زندگي

اگرچه «بحران مخاطب در سينماي ايران» به عنوان يك چالشي جدي در يكي دو دهه اخير مطرح شده است و در محافل و نشست هاي گوناگون سينمايي راجع به آن گفت وگوهاي زيادي صورت گرفته ولی اين سكه يك روي ديگر هم داشته و آن فروش نسبتا خوب فيلم هاي كمدي بوده كه با وجود اينكه تا حدودي نگراني سويه كمي اين بحران را كم مي كند ولی با بحران ديگري پيوند مي خورده و آن هم تنزل سطح سليقه مخاطب و عدم گرايش او به فيلم هاي جدي تر بوده است.

با اين حال نمي توان فيلم هاي كمدي را في نفسه فيلم هاي غير جدي دانست كه چه بسا بسياري از فيلم هاي مهم تاريخ سينما كه واجد تفكر و انديشه بوده اند در ژانر كمدي ساخته شده است اند يا از سوي ديگر دست كم در سال هاي اخير شاهد فروش فيلم هاي بوده ايم كه فيلم هاي جدي و به اصطلاح منتقد پسند بوده اند. به عنوان مثال فروش بالاي فيلم هاي «فروشنده» و «ابد و يك روز» را مي توان مصداق اين سخن دانست كه قاعده هاي كلي راجع به مخاطب ايراني و گرايش او به فيلم هاي سطحي را نقض مي كند. با اين حال جاي اين پرسش همچنان باقي است كه آیا فيلم هاي كمدي غالبا با اقبال بيشتري از سوي مخاطب مواجه مي شود و فروش بالايي دارد.

در همين رابطه بد نيست نگاهي بيندازيم به گزارش آماري كه معاونت سمعي و بصري كه روابط عمومي شرکت امور سينمايي در اين زمينه منتشر كرده هست. طبق گزارش آماري معاونت توسعه فناوري و مطالعات سينمايي شرکت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در حدفاصل سال هاي ۹۳ تا ۹۶ مجموعا ۱۱ فيلم به فروش بالاتر از ۱۰ ميليارد تومان دست يافته اند.

«نهنگ عنبر ۲»، «گشت ۲»، «خوب، بد، جلف»، «فروشنده»، «محمد رسول الله (ص) »، «من سالوادور نيستم»، «سلام بمبئي»، «پنجاه كيلو آلبالو»، «ابد و يك روز»، «باركد» و «اكسيدان» ۱۱ فيلم سينمايي هستند كه موفق به فروشي بيش از ۱۰ ميليارد تومان در گيشه شده است اند كه ۷ فيلم كمدي، يك فيلم مضمون تاريخي و ديني و ۲ فيلم نيز از مضموني اجتماعي برخوردار هستند.

همين آمار نشان مي دهد كه سهم فيلم هاي كمدي در بين فيلم هاي پرفروش خيلي بيشتر از ژانرهاي ديگر بوده و همچنان گيشه و اقتصاد سينماي ايران به فيلم هاي كمدي وابسته هست. اين واقعيت ها چه تلخ باشد چه شيرين؛ چه با آن موافق باشيم يا مخالف، از يك چيز گريزي نيست و آن هم ضرورت مخاطب شناسي سينماي ايران است.

اينكه آیا فيلم هاي كمدي فارغ از كيفيت ساختاري و محتوايي آن مورد استقبال مردم قرار مي گيرد نيازمند واكاوي پژوهش گرانه است كه صرفا مربوط به مطالعات سينمايي نيست و بايد از دانش هاي ديگر به ويژه دانش هاي ميان رشته اي مثل مطالعات فرهنگي و ارتباطات و جامعه شناسي براي فهم و رمزگشايي آن بهره برد؛ به عبارت ديگر اگر گرايش مخاطبان سينما را به ژانر كمدي به عنوان يك واکنش‌ها وكنش اجتماعي تعريف كنيم بدون شك عوامل فرامتني سينما ازجمله فرهنگ، نظام اجتماعي، طبقه، نژاد، جنسيت و بسياري از عوامل اجتماعي ديگر در شكل گيري واکنش‌ها مخاطبان و گزینش هاي آنها در تماشاي فيلم موثر است.

اينكه آیا در يكي، دو دهه اخير با وجود بحران مخاطبي كه در سينماي ايران داشتيم، فيلم هاي كمدي از گيشه نسبتا پررونقي برخوردار بوده صرفا به ساختار سينمايي و كيفي اين فيلم ها برنمي گردد و نقش عوامل فرهنگي/ اجتماعي را نيز بايد در تحليل اين گرايش لحاظ كرد.

واقعيت اين است كه نسبتي بين مخاطب شناسي و اقتصاد در سينماي ايران وجود دارد كه شايد هيچ قاعده مشخص و واحدي را برنتابد و درواقع طبق قواعد خود عمل مي كند. اين قاعده برآمده از يك شكاف عميق بين فيلم خوب و فيلم پرفروش هست. درواقع فيلم خوب لزوما فيلم پرفروشي نيست و بالعكس ممكن است فيلمي از حيث ساختاري هاي دراماتيك و بصري و به طور كلي از حيث ساختارهاي سينمايي اثر ضـعيفي باشد، ولی در گيشه با استقبـال مردم مواجه شود يا بالعكس يك فيلم قوي ازحيث ساختاري در اكران و نمايش چندان مورد استقبال قرار نگيرد.

مساله اين است كه درنهايت، اين مخاطب است كه آینده عمومي فيلم را مشخص مي كند؛ البته آینده اقتصادي آن را؛ لذا بايد بپذيريم كه نه هميشه ولی در خيلي از مواقع با يك تضاد و دوگانگي بين سويه هنري و اقتصادي سينما مواجه هستيم؛ بدين معني كه اگر بخواهيم سينماي ايران و رونق آن را از حيث اقتصادي بررسي كنيم، به مولفه ها و شاخص هايي مي رسيم كه قطعا با شاخص هاي سينماي فرهنگي- هنري فاصله دارد.

اين تفاوت البته درك مخاطب شناسي ايراني و عوامل موثر در رونق اقتصادي سينما را سخت مي كند بر همين مبنا شايد بتوان ادعا كرد كه در بازخواني اقتصاد سينماي ايران بايد به دنبال برخي مولفه هاي قابل مشاهده و آشنا شده است رفت و فيلم هاي پرفروش سال هاي اخير را به عنوان جامعه آماري با آنها سنجيد تا به يك قاعده نسبتا مشخص در ارتباط با عوامل موثر بر فروش فيلم رسيد. عواملي كه فارغ از نسبت آن با محتواي فيلم، تاثير مي گذارد.

در اين بازخواني بايد به عوامل فرامتني سينما توجه كرد. اينكه به عنوان نمونه شرايط اجتماعي جامعه ايران يا روانشناسي مخاطب ايراني چه نقشي در گرايش مردم به تماشاي فيلم هاي كمدي دارد.

سينما، هم در مقام هنر و هم به عنوان يك رسانه، بيش از همه تحت تاثير اين واقعيت است به ويژه آنكه اين هنرـ صنعت ـ رسانه بيش از ديگرگونه هاي هنري با توده مردم ارتباط برقرار و لايه هاي گسترده تري از مخاطبان را جذب خود مي كند. همين پررنگ بودن وجوه عامه و توده گرايي سينما، گاهي فيلم و متن هنري را تحت تاثير زمينه و حاشيه متن قرار مي دهد. درواقع تاريخ سينما، فقط تاريخ فيلم ها و فيلمسازان محسوب نمي شود، بلكه تاريخ معناهايي است كه بينندگان طي وقت هاي متفاوت به فيلم نسبت داده اند.

نحوه مواجهه مخاطبان با يك فيلم و حاشيه هاي قدرتمند فرامتني و بعد زمينه هاي اجتماعي ـ سياسي و هر آنچه در جامعه شناسي سينما به عنوان عوامل موثر اجتماعي در طرح و پذيرش و پردازش يك فيلم آشنا مي شود به درك ما از فيلم و هر ابژه هنري آن كمك مي كند؛ ولی پرسش اينجاست كه آیا در اين ميان و از بين ژانرهاي متفاوت فيلم هاي كمدي بيشتر مورد اقبال مردم قرار مي گيرد درحالي كه به عنوان نمونه در سينماي عامه پسند امريكا، فيلم هاي علمي- تخيلي موردتوجه است.

بديهي است اين مساله را نمي توان در ويژگي هاي ژانر به مثابه يك ساختار درون سينمايي جست وجو كرد و قطعا بايد به دنبال عوامل برون سينمايي بود. جامعه ما طبق آمارهاي جهاني يكي از افسرده ترين جوامع است كه اين مساله شايد براي ما كه در اين جامعه زندگي مي كنيم به قدري مشهود و ملموس است كه نيازمند تاييد آماري و پژوهشي هم نباشد. مشكلات معيشتي و درگير بودن ذهن آدمي به تامين نيازهاي مالي و ابتدايي زندگي، هم وقت كمي براي مجال تفكر و انديشه باقي مي گذارد و هم انسان از طريق هنر به دنبال كسب سرگرمي و رهايي از فشار زندگي مي گردد.

به عبارت ديگر عوامل فرامتني مثل شرايط اقتصادي و اجتماعي، برخي از كاركردهاي سينما را نسبت به كاركردهاي ديگر آن برجسته مي كند. بر اين اساس در شرايط نابسامان اقتصادي، سويه سرگرمي و تفرج گونه سينما برجسته تر مي شود و مخاطب، سينما را مفري براي رهايي از مناسبات زندگي مي داند نه محفلي براي فهم و كشف رمز و رازهاي آن. درواقع سينما هم براي به يادآوردن است هم فراموش كردن و اينكه كدام يك از اين دو ويژگي تحقق و جلوه عمومي بيابد به شرايط اجتماعي جامعه برمي گردد.

در جامعه اي كه زندگي، تجربه دشواري است سينما به ابزاري براي فراموش كردن اين دشواري ها بدل مي شود و بالطبع فيلم هاي كمدي بهترين ژانر ممكن براي اين نشانه هست. فيلم هاي چارلي چاپلين در دوران سخت جنگ جهاني بروز و ظهور يافت و مورد استقبال قرار داده شد چون مردم به واسطه تلخي ها و زحمت هاي ناشي از تجربه زحمت در پي سينمايي بودند كه بتواند از زحمت آنها بكاهد و امكان فراموشي موقت را براي آنها فراهم كند.

فارغ از قابليت هاي بي نظيري كه سينماي كمدي چاپلين از حيث سينمايي دارد موفقيت او را بايد در بستر اجتماعي- تاريخي ظهور او هم بررسي كرد. شايد اگر چاپلين در يك دوره تاريخي ديگري ظهور پيدا مي كرد به اندازه اي كه اكنون در تاريخ سينماي دنیا او را مي شناسيم نمي توانست جايگاهي پيدا كند. سينما هم به مثابه هنر و هم به عنوان يك رسانه به شدت تابع متغيرهاي اجتماعي است و سرشت او با آینده بيروني جامعه نسبت و پيوندي عميق و معنادار دارد.

ضمن اينكه گرايش به فيلم هاي كمدي را مي توان در رفتارشناسي ايرانيان هم رديابي كرد به اين معنا كه ايرانيان غالبا از روحيه طنز و شوخ طبعي برخوردار هستند و همين روحيه فارغ از اينكه دلايل اجتماعي آن چيست مي تواند در گرايش به فيلم هاي كمدي موثر باشد. انسان ايراني شوخ طبعي را به عنوان يك عنصر و خصلت فرهنگ ملي براي سازگاري و شكل دادن به زندگي مدرنش مورداستفاده قرار داده است و توجه مخاطب امروز به فيلم هاي كمدي را مي توان از اين حيث مورد بررسي قرارداد و آن را هم امتداد همان خصلت شوخ طبعانه در جهت سازگاري بيشتر با زندگي و زيست- دنیا خود تعبير كرد كه حالا سويه بصري و تكنولوژيك يافته است.

همانطوري كه درگذشته شوخ طبعي و طنازي هاي عاميانه در سازگاري افراد با دشواري هاي زندگي شكل گرفت و استفاده شد. در استمرار تاريخي اين واکنش‌ها فرهنگي جمعي مي توان استقبال از فيلم هاي كمدي را نيز يك نوع مواجهه طنازانه با مصائب زندگي مدرن قلمداد كرد. زندگي رسانه اي، جهاني، اطلاعاتي، فراغتي و شبكه اي شده است امروز انسان ايران با نوعي مواجه سرسختانه و ستيز جمعي براي بقا و استمرار حيات روبه روست.

در اين شرايط انسان ايراني با تضادهاي تاريخي و ناسازگارهاي اجتماعي گوناگوني روبه رو است كه هم آسيب هاي اجتماعي زيادي مثل فروپاشي خانواده، كاهش اعتماد اجتماعي، مادي گرايي افراطي، رشد خودشيفتگي جمعي و هم آسيب هاي رواني مثل اضطراب و خشونت و استرس و افسردگي و بطوركلي بحران هاي روحي را در پي دارد نيازهاي جدي به احساس امنيت عاطفي/ رواني، اعتماد اجتماعي، آرامش و شاد بودن را دامن زده و برجسته مي كند كه گرايش و ميل به خنديدن و شاد بودن را به يك ضرورت اجتماعي بدل مي كند.

به عبارت ديگر جوامع امروز با فرسايش اجتماعي/ انساني مواجه است كه او را به كمدي و طنز و شوخ طبعي به يك امر ضروري نيازمند مي كند. البته فروش بالاي فيلم هاي كمدي به سازوكارهاي سياستگذاري سينمايي هم مرتبط است.حمايت از فيلم هاي پرفروش يا اقبال سينماداران به اين نوع فيلم ها كه به كسب وكار آنها رونق مي بخشد ازجمله دلايلي است كه به رشد فيلم هاي كمدي فارغ از سطح محتوايي آن دامن مي زند.

سينماداران بيش از اينكه دغدغه فرهنگي داشته باشند دغدغه هاي اقتصادي دارند و از فيلم هايي كه به هر دليل باعث رونق گيشه و شلوغي سالن هاي سينما مي شود استقبال مي كنند. بر همين مبنا فيلم هايي ازاين دست از شرايط بهتر و بيشتري در اكران برخوردار شده است و انگيزه مالي فيلمسازان و بازيگران هم به اين مساله دامن زده و حجم توليدات آثاري ازاين دست بيشتر مي شود. سينماگراني كه معيشت ارزش دچار موانع و بحران هايي جدي است ترجيح مي دهند فيلم هاي پرفروش بسازند حتي به قيمت باج دادن به مخاطب.

به اين معني كه آنها به جاي اينكه به سليقه مخاطب جهت داده يا موجب ارتقاي آن شوند به سليقه مخاطب مراجعه كرده و آن را مبناي توليد فيلم قرار مي دهند. البته ظرفيت هاي فضاي مجازي در تبليغ آثار كمدي را نبايد دست كم گرفت. اين امكان درگذشته براي سينماگران و فيلم هاي ارزش نبوده ولي اكنون اين ظرفيت در معرفي و فروش فيلم ها نقش مهمي بازي مي كند.

واقعيت اين است كه مخاطب شناسي در حوزه فيلم هاي كمدي بحث مفصل تري از اين يادداشت است و مي توان آن را در گستره وسيع تري مثل يك پايان نامه و كتاب بررسي كرد ولی آنچه در اين مقال بيشتر مدنظر بوده تاكيد بر اين گزاره است كه دلايل فروش فيلم هاي كمدي را نه صرفا در نوع ژانر كه در ابژه هاي برون سينمايي بايد جست وجو كرد.مقوله اي كه بيش از ژانر شناسي به جامعه شناسي و مردم شناسي نياز دارد.

آیا فیلم های کمدی در سینمای کشور عزیزمان ایران پُرفروش است؟

واژه های کلیدی: زندگي | سينما | مخاطب | سينمايي | روانشناسي | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz